|
حضرت ابوالفضل امام چهارم ؟!!!
|
|
يك سال ماه مبارك رمضان براي تبليغ رفتم به يكي از روستاهاي دورافتاده غرب كشور . تقريبا همه اهالي روستا وقت نماز به مسجد مس آمدند و همه هم يكديگر را مي شناختند و جمع بسيار صميمي و دوست داشتني و گرمي داشتند . شبها بعد از نماز مغرب و عشا براي جوانتر ها كلاس قرآن و احكام داشتيم و بعضي شب ها هم كه مناسبت خاصي داشت صحبت عمومي داشتيم . يك شب بعد از اينكه نماز تمام شد يكي از پير مردهاي ده پيش من آمد و گفت كه بزرگترها درخواست كرده اند كه يك شب همه باهم بيايند و حمد و سوره و اصول و فروع اعتقاداتشان را با هم مرور كنيم . شب بعد تقريبا بيشتر بزرگترها آمده بودند . يك سري مسائل در مورد خمس و زكات و روزه مرور كرديم . بعد از مدتي يكي از پير مردها حدود 75 ،80 ساله با صورتي آرام و آفتاب خورده و پر از چين و چروك از ميان جمع گفت : آقا اگر ممكن است من حمد و سوره را بخوانم تا اگر خداي نكرده ايرادي داشت شما بگوييد اصلاح كنم . انصافا كامل و بي غلط مي خواند و حتي بعضي از قواعد تجويد را هم به خوبي رعايت مي كرد . از جمع خواستم براي سلامتي اش صلوات بفرستند . بعد خودش تعريف كرد كه در دوران جوانيش روحاني اهل دلي به روستا آمده و حمد و سوره اش را پيش او ياد گرفته بود . سپس گفت اگر موافق باشيد اصول اعتقادات و امامان شيعه را هم نام ببرم و شروع كرد به گفتن اصول دين 5 تاست : توحيد ، نبوت ، امامت ، عدل و معاد اما امامها اول امام علي ، دوم امام حسن ، سوم امام حسين ، چهارم حضرت عباس باب الحوائج ! با تعجب وسط حرفش گفتم پدر جان امام چهارم امام سجاد هستند ، حضرت عباس از بزرگان دين ما هستند اما جزو امامان نيستند . با نگاه عاقل اندر سفيهي رو كرد به من و گفت : ببين آقا من اون قديم هم به اون آقايي كه پيشش حمد و سوره ياد گرفتم گفتم . عباس اگر هم امام نيست تا حالا اندازه پنچ تا امام براي ما كار كرده و مشكلات ما رو حل كرده !!!
(نوشته شده از کتاب زیر نور ماه )
نويسنده:میم . الف |
پنجشنبه 16 فروردین1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|